این روزهای بهاری من و ،وروجکم
نازدونه مامان ، همه زندگی مامان:
این روزهای بهاری برای خانوم کوچولویی مثل تو خیلی دلچسبه
آخه هر روز به گردش و تفریح و پارک و ... میگذره.
هنوز هم مثل قبل عاشق پارک و تاب بازی هستی و فکر کنم
شونصد بار کلمه پارک رو تکرار میکنی...
دیگه من و بابا مانی جرات نداریم از خونه پامون رو بذاریم بیرون
چون تا چشمت به پارک نزدیک خونه می افته ما رو مجبور میکنی که یه سری
به پارک هم بزنیم...
حرف زدنت هم که خیلی وقته کامل شده و روز به روز دایره لغاتت کاملتر میشه
راستی جدیدا قرتی خانوم خیلی هم علاقه مند شدی به لاک زدن
روزی چند بار خودتو به لاکهای من میرسونی و تا ناخن هاتو لاک نزنی
دست بردار نیستی....
خلاصه این روزها تمام زندگی ام شدی ...
حالا بریم سراغ عکسای فینگیلی 
نفسم در باغ بابایی مشغول خوش گذرونی






اینجا هم که رفته بودیم کنسرت کودکانه ، که یه دقیقه هم تو سالن وای نستادی
همش ما بیرون بودیم . چند تا دوست هم اون روز پیدا کردی





و باز هم پارککککککک





اینم کیک سالگرد ازدواجمون با حضور دلسای خوشگلمون





عشقم در حال انتخاب لباس در مرکز خرید


اینا چند تا از کتابهاته به اسم تاتی که خیلی دوستشون داری و اسم همه رو حفظی






اینم نتیجه لاک زدن خودت که روزی چند بار روی هم لاک میزنی به ناخن هات



این روزهای بهاری من و ،وروجکم 





